X
تبلیغات
شیعه و سنی ، پاسخ به شبهات برادران سنی

ایا ابوبکر  دروغگو بوده است ؟

 

جواب متاسفانه مثبت است . حال ما نمونه هایی از اشخاصی که او را دروغگو میدانسته اند میاوریم .

 

حضرت علی

حضرت فاطمه

عایشه

پسر ابوبکر

پدر ابوبکر

عثمان

فخرالدین رازی

نتیجه گیری ( به توجیهات پیروان سقیفه نیز جواب داده شده است )
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 16:11  توسط میثم  | 
اى رسول خدا(ص ) از سوى من و از جانب دخترى كه اينك در كنارت آرميده و شتابان به سويت آمده است بر تو سلام باد. خواست خدا چنين بود كه او از همه زودتر به تو بپيوندد. اى رسول خدا (ص ) از دورى دختر برگزيده ات كم صبر و بى تاب و توان گشته ام و تحمل فقدان برترين بانوان جهان كار ساده اى نيست ، اما پس از آن دورى دردناك و مصيبت سخت در گذشت تو (كه هيچ مصيبتى با آن برابر نيست ) اينك جا دارد كه شكيبا باشم و آنچنان كه در جدايى تو صبر پيشه كردم و مرگ دخترت نيز شكيبا باشم .
مگر نه اين است كه تو بر روى سينه من جان دادى و من خود سر تو را بر بالش لحد نهادم ؟ آرى در كتاب خداست كه پايان زندگانى همه بازگشت به سوى خداست و اين حقيقت را بايد به بهترين وجه پذيرفت .
اى رسول خدا(ص ) اينك امانت و گروگانت برگردانده و باز پس داده مى شود و زهرا از دست من ربوده مى شود. پس از او آسمان و زمين زشت مى نمايد، اما اندوه من پيوسته و جاويد است و شبهايم بى خواب خواهد بود. اين حزن و اندوه تا هنگامى كه خداوند براى من نيز همان سرايى را برگزيند كه تو در آن ماءوا گرفته اى ، همواره و هميشگى است .
مرگ زهرا زخمى بر دلم نشاند كه جراحت آن كشنده است ! به خدا شكايت مى برم و دخترت را به تو مى سپارم . بزودى دخترت آگاهت خواهد كرد كه چگونه امتت بر آزارش همدست شدند. هر چه مى خواهى از او بپرس با اصرار از او بخواه تا اندكى از انبوه بار غمهايى كه در سينه داشت و اينجا فرصت گشودن نيافت ، برايت بازگويد. آنچه خواهى از او بجو، كه راز دل به تو خواهد گفت . بزودى خدا كه بهترين داور است ميان او و ستمكاران داورى نمايد.
بار ديگر سلام بر شما باد! اما اين سلام ، سلام توديع است ، نه از ملال و خستگى و نه از سر خشم و ناسپاسى است . اگر مى روم نه از آن جهت است كه خسته ام و اگر بمانم نيز نه بدان دليل است كه به وعده هايى كه خداوند به شكيبايان داده است ، بد گمانم .
افسوس ، افسوس ، اگر چيرگى كسانى كه بر ما مستولى شدند در ميان نبود. براى هميشه در كنار قبرت مى ماندم و روزگار را به اعتكاف در كنارت مى گذراندم از اين مصيبت بزرگ چون فرزند مرده فرياد مى كشيدم و جوى اشك از ديدگان به راه مى انداختم .
خدا گواه است كه دخترت پنهانى به خاك رفت . هنوز چندان از مرگ تو نگذشته و نام تو در ميان مردم كهنه نشده بود كه حق او را بردند و ميراث او را خوردند.
اى رسول خدا(ص ) به خدا شكايت مى كنم و دل را به تو خوش مى دارم . درود خدا بر تو باد و رضوان و سلام خدا بر فاطمه .
كافى ، ج 1، ص 458؛ بحار، ج 43، ص 211؛ كشف الغمه ، ج 2، ص 128 با استفاده از كتاب اميران ايمان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 11:34  توسط میثم  | 

معرفی کامل عثمان

در این پست به مطالب زیر به تفضیل پرداخته شده است

 

نحوه اسلام عثمان

خلافت از ان قریش است یا بنی امیه

بنی امیه در قران

سوابق عثمان بن عفّان

چگونگی خلیفه شدن عثمان

آیا نقشه این بود که عثمان خلیفه شود ؟

سرزنش عثمان در قران

توصیه های ابوسفیان به عثمان

نظر عمر در مورد عثمان

نظر حضرت علی در مورد عثمان ( اعضای شورا ، ندامت ، پيشنهاد ،شورش )

عثمان چرا و چگونه و به دست چه صحابه ای کشته شد .

حضرت علی و دفاع از عثمان

فتنه هایی که پس از مرگ عثمان به وجود آمد

طمع معاویه برای خلافت دلیل کمک نکردن به عثمان در هنگام قتل

یک کلام حق از عثمان

آشنایی با قضاوتهای عثمان و درگیری حضرت علی با او

اختلاف حضرت علی با عثمان و مخالفت عثمان با سنت نبوي

عثمان پس از مرگ و دفن در قبرستان یهودیان

نتیجه گیری




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 16:33  توسط میثم  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 17:43  توسط میثم  | 

در این پست به مطالب زیر پرداخته شده است :


چرا برای عثمان و خلفا فضیلت دروغین ساخته اند

نمونه ای از فضائل دروغین عثمان و سایر خلفا

نقد فضائل زیر که برای عثمان آورده اند

1 : حضرت عثمان جزو سابقون الاولون هستند

2 : جزو عشره مبشره هستند

3 : صاحب ۲ هجرت ميباشد(ذوهجرتين): ۱- هجرت به طرف حبشه ۲-هجرت از حبشه به مدينه

4 : ذوالنورين: از ابتداي دنيا تا به امروز اين فضيلت را نه صديقي دارد، نه پيامبري و نه شهيدي که دو تا دختر پيامبريکي بعد از ديگري به نکاحش دربيايد اين فضيلت را فقط حضرت عثمان دارد.آيا پيغمبر العياذ بالله داماد بي ديني را انتخاب کرده اند؟ آن هم اينکه ۲ بار بخواهد او را داماد کند؟

5 : خريد چاه (بئر الرومه)و حل مشکل آب مسلمين مدينه منوره توسط حضرت عثمان، که پيامبر به او بشارت بهشت داد.

6 : نشر قرآن کريم در دنياي اسلام به صورت گسترده، پس اگر کسي که به اولين منتشر کننده قرآن توهين بکند پس بايد براي خودش قرآن ديگري بياورد .

7 : وقتي حضرت عثمان به عنوان سفير و نماينده پيامبر(ص) به مکه مي روند در حاليکه عاشق خانه خدا بود اما بدون حضرت رسول(ص) طواف نمي کند و با همان لباس احرام برميگردد

8 : عثمان بن عفان ـ رضی الله عنه ـ در آغاز اسلام توسط ابوبکر صدیق ـ رضی الله عنه ـ اسلام آورد و چهارمین کسی بود که به اسلام گروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1392ساعت 17:0  توسط میثم  | 

داستان زندگی بعد از مرگ ( کتاب سیاحت غرب آية الله نجفى قوچانى ) 2


برچسب‌ها: بعد از مرگ چه اتفاقی می افتد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 12:15  توسط میثم  | 
داستان زندگی بعد از مرگ ( کتاب سیاحت غرب آية الله نجفى قوچانى ) 1
برچسب‌ها: بعد از مرگ چه اتفاقی می افتد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 12:9  توسط میثم  | 

دوستان عزیز سلام در اینجا مفصل به اینکه چرا خوشبخت نیستم یا نمیشوم پرداخته شده است.

 

در اینجا به مطالب زیر پرداخته شده است :

رابطه گناهان با کم شدن رزق و روزی و بلاها

زیاد شدن روزی با دعای استغفار حضرت علی

بخشیده شدن گناهان به وسیله توبه و نماز شب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 13:36  توسط میثم  | 
در پست زیر قشنگترین و بهترین و پند آموزترین آیات قران آورده شده است . هرچند تمامی آیات قران زیبا و مایه شفا ، هدایت و آرامش میباشد.
دوستان عزیز اگر ایه آیه ای زیبایی جا افتاده بود لطفا اطلاع دهید تا به مطالب افزوده شود.
( حالا متوجه میشوم معنی روايت «عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ» را  و تازه متوجه میشوم چرا یکی از ما  الله اکبر از دیدگاه امام علی را نمیتوانیم بگویم ، چون حضرت علی از بطن قران به بزرگی خدا پی برده بودند )
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 14:3  توسط میثم  | 
  در پست زیر قشنگترین و بهترین و پند آموزترین آیات قران آورده شده است . هرچند تمامی آیات قران زیبا و مایه شفا ، هدایت و آرامش میباشد. دوستان عزیز اگر ایه آیه ای زیبایی جا افتاده بود لطفا اطلاع دهید تا به مطالب افزوده شود. ( حالا متوجه میشوم معنی روايت «عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ» را  و تازه متوجه میشوم چرا یکی از ما  الله اکبر از دیدگاه امام علی را نمیتوانیم بگویم ، چون حضرت علی از بطن قران به بزرگی خدا پی برده بودند )
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 13:56  توسط میثم  | 
سلام به همه خوانندگان وبلاگ

از اینکه به این وبلاگ سر میزنید ممنونم.

اگه به سوالاتون در قسمت نظرها جواب نمیدم فقط و فقط به دلیل اینه که حس و حال قبلنا رو ندارم.

به محض بهبود شرایط روحی پاسخ داده خواهد شد.

در پناه حق

میثم

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1391ساعت 8:55  توسط میثم  | 

غم زهرا نرفت از یادم ...

اميرالمومنين (عليه السلام) در کنار جنازه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) عرضه مي دارد که:

در فراق حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)، صبر و بردباري من کم شده است و توان خويشتنداري از دست رفته است. حزن من جاودانه است و شب هاي من با شب زنده داري به سر مي شود. (نهج البلاغه، خطبه202 )

يعني ديگر در فراق حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)، شب ها خواب به چشمم نمي رود.

ظاهرا در جنگ صفين است که ابن عباس مي گويد: يا علي! مي خواهم امشب حنائي درست کنم. ريش و سر مبارکتان سفيد شده است و خضاب کنيد.

حدود 30 سال از شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) گذشته است.

اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود: ابن عباس! مگر نمي داني که ما هنوز در مصيبت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) عزاداريم؛عزادار که خضاب نمي کند.

---------------------------

من نمي‌دانم بالاترين مصيبتي كه از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بر قلب أمير المؤمنين (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام) وارد شده ، چه بود؟ آيا آن لحظه‌اي كه در وسط خانه، زهراي مرضيه (سلام الله عليها) با پهلوي شكسته نقش بر زمين شد، آن حالت براي أمير المؤمنين (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام) دردناك است؟ يا آن لحظه‌اي كه در وسط كوچه، سيلي خورد؟ يا آن لحظه‌اي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) بدن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را روي مغسل گذاشته و از زير پيراهن غسلش مي‌دهد و يك ‌دفعه دست حضرت علي (عليه السلام) به پهلوي شكسته حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بازوي ورم‌كرده ايشان افتاد و مظلوميت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، حضرت علي (عليه السلام) را بي‌حال كرد و بي‌اختيار به ستون تكيه كرد و شروع كرد بلند بلند گريه كردن و أسماء بنت عميس گفت:

شما به ما مي‌گوييد آهسته آهسته گريه كنيم تا مردم نفهمند ما زهراء را غسل مي‌دهيم، ولي خودت با صداي بلند گريه مي‌كني!

حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

أسماء! من دلم براي مظلوميت زهراء سوخت كه وقتي دستم به پهلوي شكسته زهراء افتاد، من خبر نداشتم و از پهلوي شكسته‌اش به من چيزي نگفته بود و نمي دانم اين درد پهلو را زهراء، شب‌ها چگونه سپري كرد؟

ألا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا أين منقلب ينقلبون.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 17:0  توسط میثم  | 

به خدا سوگند، اين واقعيت قلب انسان را مي‏ميراند و دچار غم و اندوه مي‏کند که شاميان در باطل خود وحدت دارند، و شما در حق خود متفرقيد. زشت باد روي شما و از اندوه رهايي نيابيد که آماج تير بلا شديد. به شما حمله مي‏کنند، شما حمله نمي‏کنيد؟ با شما مي‏جنگند، شما نمي‏جنگيد؟ اينگونه معصيت خدا مي‏شود و شما رضايت مي‏دهيد؟ وقتي در تابستان فرمان حرکت به سوي دشمن مي‏دهم، مي‏گوييد هوا گرم است مهلت ده تا سوز گرما بگذرد، و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ مي‏دهم، مي‏گوييد هوا خيلي سرد است بگذار سرما برود، همه اين بهانه‏ها براي فرار از سرما و گرما بود؟ وقتي شما از گرما و سرما فرار مي‏کنيد، به خدا سوگند که از شمشير بيشتر گريزانيد. اي مرد نمايان نامرد! اي کودک صفتان بي‏خرد، که عقلهاي شما به عروسان حجله‏آراي، شباهت دارد، چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمي‏ديدم و هرگز نمي‏شناختم، شناسايي شما سوگند به خدا که جز پشيماني حاصلي نداشت، و اندوهي غم‏بار سرانجام آن شد خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پرخون، و سينه‏ام از خشم شما مالامال است، کاسه‏هاي غم و اندوه را، جرعه جرعه به من نوشانديد، و با نافرماني و ذلت پذيري، راي و تدبير مرا تباه کرديد، تا آنجا که قريش در حق من گفت: (بي ترديد پسر ابيطالب مردي دلير است ولي دانش نظامي ندارد) خدا پدرانشان را مزد دهد، آيا يکي از آنها تجربه‏هاي جنگي سخت و دشوار مرا دارد؟ يا در پيکار توانست از من پيشي گيرد؟ هنوز بيست ساله نشده، که در ميدان نبرد حاضر بودم، هم اکنون که از شصت سال گذشته‏ام. اما دريغ، آن کس که فرمانش را اجراء نکنند، رايي نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1391ساعت 19:55  توسط میثم  | 

رواي مي‌گويد وقتي حضرت زهراء (سلام الله عليها) در آخرين لحظات حيات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وارد منزل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) چشمش به زهراء (سلام الله عليها) افتاد و قطرات اشكش جاري شد. سؤال كردم كه يا رسول الله چرا گريه مي‌كني؟

فرمود وقتي نظرم به زهراء (سلام الله عليها) افتاد، به ياد آوردم مصايبي را كه پس از من به زهراء (سلام الله عليها) وارد مي‌شود. مي‌بينم كه ذلت و خواري داخل خانه زهراء شده، حرمت او را شكسته‌اند، حق او را به يغما برده‌اند، ارث او را تصرف كرده‌اند، پهلوي او را شكسته‌اند و جنين او را سقط كرده‌اند در حاليكه او فرياد مي‌زند كه يا محمدا، ولي كسي كمك نمي‌كند. از مردم كمك مي‌طلبد ولي كسي به فريادش نمي‌رسد ... اول كسي كه به من ملحق مي‌شود، زهراء (سلام الله عليها) است. پس او مي‌آيد نزد من درحاليكه محزون و گرفته و غمناك و حقش غصب شده و به شهادت رسيده است.

وقتی پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وقتي زهراء (سلام الله عليها) را با اين وضع مي‌بينم، مي‌گويد :

دست بر مي‌دارم و نفرين مي‌كنم و مي‌گويم خدايا! لعنت كن كس را كه به او ظلم كرد، ... در آتش جاودانه كن آنكس كه او را كتك زد تا فرزندش سقط شود. در اين حال ملائكه آمين مي‌گويند.

جويني(از علمای اهل سنت) ، فرائد السمطين، ج2، ص34

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 15:51  توسط میثم  | 

منم بنده ي اهل بيت نبي

ستاينده ي خاک و پاي وصي


به دل گفت اگر با نبي و وصي شوم

غرقه دارم دو يار وفي

همانا که باشد مرا دستگير

خداوند تاج و لوا و سرير

خداوند جوي مي و انگبين

همان چشمه ي شير و ماء معين

اگر چشم داري به ديگر سراي

به نزد نبي و علي گير جاي

گرت زين بد آيد گناه منست

چنين است و اين دين و راه منست

برين زادم و هم برين بگذرم

چنان دان که خاک پي حيدرم

دلت گر به راه خطا مايلست

ترا دشمن اندر جهان خود دلست

نباشد جز از بي پدر دشمنش

که يزدان به آتش بسوزد تنش

هر آنکس که در جانش بغض عليست

ازو زارتر در جهان زار کيست

نگر تا نداري به بازي جهان

نه برگردي از نيک پي همرهان

همه نيکي ات بايد آغاز کرد

چو با نيکنامان بوي همنورد

از اين در سخن چند رانم همي

همانا کرانش ندانم همي

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 20:29  توسط میثم  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 10:42  توسط میثم  | 
سوال : این حوضی (حوض کوثر) که می گویید در قیامت هست حوض آب است ؟ در قران که به چنین حوضی اشاره نشده است. الله متعال که آیه های زیادی را در قران در وصف قیامت آورده اند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:50  توسط میثم  | 

سوال : چنانچه پس از رحلت نبي اکرم(ص) خفقاني از جانب ابوبکر ايجاد شده بود ، پس اين چه خفقاني بوده است که زنها در مسجد عليه خليفه خطبه مي خوانده اند؟!!(خطبه فاطمه زهرا)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 12:48  توسط میثم  | 
سوال : با توجه به آیه 42 سوره عمران که حضرت مریم را برترین زنان عالم معرفى‏مى‏کند چرا ما شیعیان مى‏گوییم حضرت فاطمه(س) برترین است؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:33  توسط میثم  | 

نبي مکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

و الذي نفسي بيده! لولا أن يقول فيك طوائف من أمتي ما قالت النصارى في عيسى بن مريم، لقلت فيك اليوم مقالا لا تمرّ بأحد من المسلمين إلا أخذ التراب من أثر قدميك يطلبون به البركة.

قسم به خدايي که جان من در قبضه قدرت اوست! اگر اين دلهره را نداشتم که مردم درباره تو غلوّ کنند، همان‌گونه که درباره عيسي غلوّ کردند، درباره تو سخني را مي‌گفتم که از کنار هيچ مسلماني عبور نمي‌کردي، مگر اينکه خاک زير پاي تو را برمي‌داشتند و با آن، تبرک مي‌جستند.

المعجم الکبير للطبراني، ج1، ص320، حديث951 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص131 ـ علل الحديث لإبن أبي حاتِم، ج1، ص313 - المناقب للخوارزمي، ص311

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 17:49  توسط میثم  | 

دستور قرآني داریم که :

قُلْ لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى .

الشوری /23

بگو اجر رسالت نمیخواهم ، جز مودت و محبت خویشانم.

حال در صیحترین روایات اهل سنت هم داریم که

أن فاطمة غضبت على أبي بكر فهجرته حتى توفيت .

فاطمه بر ابو بکر غضب کرده پس با از او کناره مي گرفت ( کنايه از قهر) تا اينکه از دنيا رفت

صحيح البخاري في كتاب الخمس ، باب فرض الخمس : 4 / 504 ، ح 65 12 .

در جاي ديگر مي گويد :

أن فاطمة وجدت على أبي بكر فهجرته .

فاطمه بر ابو بکر غضب کرده پس از او دوري کرد .

صحيح البخاري ، کتاب المغازي باب غزوة خيبر ، ج 5 :82 ، ح 704 ، وروي ذلك في مسند أحمد ج 1 ، ص 9 ط . م ، و ج1 ، ص 18 ط . ب ، وكفاية الطالب : ص370 باب 99 فضائل فاطمة 3 ، وطبقات ابن سعد ج 8 : 23 ذكر بنات رسول الله 9 - فاطمة - وفيه : فغضبت فاطمة ، وكنز العمال ج 7 : 242 ، ح 18769 .

حال سوالهای بسیار مهمی که پیش می اید این است که :

1 : ایا ابوبکر قران نمیخواند ؟

2 : ایا ابوبکر به قران عمل نمی کرد و با با نص صریح قران مخالفت کرده ؟

 

به راستی دلیل این عمل خانم فاطمه زهرا چه بوده است ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 23:6  توسط میثم  | 
 

سوال :غلو و زیاده روی شیعه در مورد امامانشان به گونه ای که ادعا می کنند آنها عالم به غیب هستند ، چگونه قابل توجیه است ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 13:15  توسط میثم  | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:35  توسط میثم  | 

آيا عمر با ابابكر مخالفت می كرد؟!

چه كسى ابابكر و پسرش را مسموم كرد و كشت؟

اخبارى كه در مورد ترور ابوبكر رسيده است

آيا ابوبكر نسبت به جانشينى عمر وصيت كرد؟!

بركنارى و ترور ياران ابابكر .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 20:48  توسط میثم  | 

 

مقدمه ای در مورد صیغه(نظر شخصی)

احکام ازدواج موقت از نگاه آیت الله سیستانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:10  توسط میثم  | 

حضرت آيت الله العظمي مظاهري در نقل خاطره‌اي از استادشان آيت الله مرعشي نجفي مي‌فرمايند:

خدا رحمتش‌ کند، درجاتش‌ عاليست،عالي‌تر کند، مرحوم‌ آيت‌ الله مرعشي، من‌ مکاسب‌ پيش‌ ايشان‌ خواندم، هم‌ کفايه‌ خواندم، هم‌ مکاسب... ايشان‌ بنايشان‌ اين‌ بود براي‌ اين‌که‌ خسته‌ نشوند، يک‌ قصه‌اي‌ گاهي‌اوقات‌ يا خيلي‌ از اوقات‌ در ميان‌ درس‌ براي‌ شاگردها مي‌گفتند، و يکي‌ از قصه‌هايشان‌
اين‌ بود که‌ مي‌گفتند:
پدر من‌ از علماي‌ نجف‌ بوده‌ يک‌ شاگرد سني‌ داشت،اين‌ بالاخره‌ مي‌خواست‌ برود کردستان‌ و کرمانشاه، اين‌ با پدر من‌ خداحافظي‌ کرده‌ و علاقه‌ به‌ پدر من‌ داشت، رفت، پدر من‌ آمد ايران‌ و رفت‌ مشهد، و اين‌ عالم‌ جليل‌القدر گفته‌ بود در برگشت‌ قافله‌ ما غروب‌ رسيد کرمانشاه، من‌ خيلي‌ وحشت‌ کردم‌ که‌ حالا چه‌ مي‌شود، آن‌ وقت‌ وضع‌ کرمانشاه‌ وضع‌ کردستان‌ روي‌ قاعده‌ شيعه‌ و سني‌گري‌ خيلي‌ بد بود، مي‌گويد ديدم‌ ناگهان‌ اتفاقي‌ آن‌ شاگرد من‌ پيدا شد، خيلي‌ با من‌ گرم‌ گرفت‌ و بالاخره‌ با زور و رودربايستي‌ من‌ را برد خانه‌ خيلي‌ هم‌ خدمت‌ کرد به‌ من، بعد آخر شب‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا ما يک‌ جلسه‌اي‌ داريم‌ شما بيايد برويم‌ توي‌ اين‌ جلسه، گفتم‌ مي‌آيم، مي‌گويد مرا بردند توي‌ آن‌ جلسه، مرحوم‌ آقا نجفي‌ گفتند، پدرم‌ مي‌گفتند وقتي‌ نشستم‌ توي‌ جلسه، ديدم‌ اين‌ سبيل‌ گُنده‌ها، سبيل‌ کشيده‌ها دارند مي‌آيند،تعجب‌ کردم، چه‌ خبر است، يک‌ وقت‌ مَنقَلي‌ پر از آتش‌ که‌ آتش‌ زغالي‌ که‌ اَلُو داشت، اين‌را هم‌ آوردند، يک‌ مجمع‌ را هم‌ آوردندگذاشتند روي‌ اين‌ آتش‌ها،در روي‌ اين‌ منقل ؛‌ مي‌گويد من‌ تعجب‌ کردم، ترس‌ هم‌ من‌را گرفته‌ بود که‌ اين‌ها چه‌ کار مي‌خواهند بکنند، يک‌وقت‌ ديدم‌ يک‌ جواني‌ زير غُل‌و زنجير، آقاي‌ نجفي‌ مي‌گفتند پدر من‌ گفتند چون‌ من‌ همداني‌ها را مي‌شناختم‌ اين‌ قيافه، قيافه‌ همداني‌ بود، بالاخره‌ آوردندش‌ زير غُل‌ و زنجير، يک‌ سفره‌ چرمي‌ هم‌ پَهْن‌ کردند، او را نشاندند روي‌ سفره‌ چرمي‌ و يک‌ کسي‌ با يک‌ ضربت‌ گردن‌ آن‌را زد، آن‌ مجمع‌ که‌ داغ‌ بود گذاشتند روي‌ گردن‌ تا اين‌که‌ خون‌ بيرون‌ نيايد، غُل‌ و زنجيرها را هم‌ باز کردند اين‌ هي‌ دست‌ و پا مي‌زد اين‌ها هم‌ قاه‌ قاه‌ مي‌خنديدند، گفت‌ من‌ غش‌ کردم‌.
بالاخره‌ قضيه‌ تمام‌ شد و من‌ در حال‌ غش‌ بودم، کم‌کم‌ مَرا به‌ هوش‌ آوردند اما آن‌ موقعي‌ که‌ نزديک‌ بود به‌ هوش‌ بيايم‌ مي‌ديدم‌با هم‌ زمزمه‌ دارند، اين‌ شيعه‌ است‌ اين‌را هم‌ بياييد دومي‌اش‌ باشد، آن‌ طلبه‌ مي‌گفت:‌ نه‌ بابا من‌ درس‌ پيش‌ ايشان‌ خواندم، اين‌ از آن‌ سني‌هاي‌ داغ‌ است‌ معلم‌من‌ بوده، بالاخره‌ من‌ را نجات‌ داد، آمديم‌ خانه، وقتي‌ من‌ حال‌ آمدم، اين‌ طلبه‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا من‌ سني‌ هستم، اما مُريد شما هستم، مي‌دانيد شما را خيلي‌ دوست‌ دارم، نمي‌خواستم‌ ناراحتتان‌ کنم، اما بُردم‌ آن‌جا يک‌ پيام‌ بدهيد به‌ علماي‌ نجف‌ و پيام‌ اين، که‌ شما عُمَرکُشون‌ کنيد ما هم‌ اين‌جور مي‌کنيم،‌ ما رسم‌مان‌ است‌ يک‌ شيعه‌ را يک‌ جايي‌ پيدا مي‌کنيم‌ زنداني‌اش‌ مي‌کنيم‌ غُل‌ و زنجير مي‌کنيم‌ تا شب‌ چهارشنبه، شب‌ چهارشنبه‌ همه‌ ما جمع‌ مي‌شويم‌ براي‌ رضايت‌ خدا، قربة الي‌ الله اين‌را مي‌آوريم‌ و اين‌ بلا را به‌ سرش‌ مي‌آوريم‌ که‌ تو ديدي

پ.ن : اتفاقات پاراچنار هم کم شباهت به این قضیه نیست.

منبع :http://www.ghamezani.parsiblog.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:22  توسط میثم  | 
 

سوال : منظور حضرت علي(ع) که  میفرمایند من قرآن ناطقم، چيست ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 11:38  توسط میثم  | 
 

پیامبر کدامیک از ۷۳ فرقه را نجات یافته دانست ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 16:20  توسط میثم  | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 10:18  توسط میثم  | 
 

منظور پیامبر از 12 نفر خلیفه پس از او که بود ؟

منظور پیامبر از 12 نفر منافق که بود ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 20:7  توسط میثم  |